تبليغاتX
وست ویژن کاشان
 
وست ویژن نردبان ماست ، به استقامت نردبان خود ایمان داشته باشیم
 

عصر برتر

قسمت سوم

( افرادی که تازه به این حرفه معرفی شده اند حتما بخوانند )


ادامه مطلب
  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 13:33  توسط اللهیار  | 

عصر برتر

قسمت دوم

( افرادی که تازه به این حرفه معرفی شده اند حتما بخوانند )


ادامه مطلب
  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 13:32  توسط اللهیار  | 

چرا فلانی رفت !!!!!!!!!!؟؟؟؟؟

حتماْ همگی این داستان رو شنیدید که میگن : یه روز یک گنجشکی روی یک درخت سرو بلند نشست و بعد از مدتی خواست پرواز کنه ، به درخت گفت : ای درخت حواست باشه و محکم باش که من می خواهم پرواز کنم . درخت گفت اون وقتی که نشستی من متوجه نشدم حالا که می خواهی پرواز کنی که دیگه هیچ .

فکر می کنم این داستان به نوعی داره توی شرکت ما هم اتفاق می افته . چندین بار و از چندین نفر شنیدم که می پرسند : اگه شرکت شما خوبه چرا فلانی رفت ؟

نکته خیلی جالبیه . معمولا آدما مطالب رو اونطوری که دوست دارند بیان می کنند . یه ضرب المثل قدیمی میگه « همیشه کسی که یک طرفه میره به قاضی راضی برمی گرده ». اگه کسی بیاد بهتون بگه من داشتم توی پیاده رو راه می رفتم و  یکی بدون دلیل محکم زد توی گوشم شما باور می کنید !!!؟ مطمئناْ اولین جمله شما این خواهد بود که : مگه الکیه که کسی بی دلیل بزنه توی گوشت ؟؟؟

فکر کنم تا حدودی مطلبی که می خواهم بگم براتون روشن شده باشه. آری دوستان ، شرکتی که در اون در حال فعالیت هستیم یکی از بهترین های نتورک ایرانه. با مدیریتی بسیار با ایمان و با خدا که تا اونجایی که من می دونم و ایشون رو می شناسم اهل این کارها نیست که بخواهد به نا حق به کسی ظلم کند و از موقعیت و مقام خودش سوء استفاده نماید . ( این حرف شخص خود من نیست این موضوع را از خیلی ها شنیدم . من بدون تحقیق هیچگاه حرفی را نمی زنم ).

و اما افرادی که به هر دلیلی جایگاهشان بلاک شده و دیگر اجازه فعالیت در این شرکت را ندارند شک نکنید که هر کدامشان با دلایل و مدارک معتبر بلاک شده اند و هیچ گونه غرض ورزی در کار نبوده است . جالب اینجاست که اینان حکایتشان همان حکایت پرنده است که اصلاْ نشستن و پرواز کردنش برای درخت مهم نبود . آخه شرکت به این بزرگی و معتبری احتیاجی به این افراد نداره که هر کدام به نحوی برای شرکت مشکل ساز باشند.

یکی از موقعیتش سوء استفاده می کند ، یکی فقط پول را می بیند، و دیگری عده ای را به امان خدا رها کرده و می خواهد که مجموعه برایش کار کنند و خودش هم در یک نت دیگر فعالیت کند و آخر هفته بیاید و ای بانک هایش را بردارد و ....... . 

دیگران هم بجای اینکه بپرسند چرا شرکت، فلان شخص را اخراج کرد و دیگر اجازه فعالیت به وی را نمی دهد می پرسند  :

چرا فلانی رفت !!!!!!!!!!؟؟؟؟؟

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 12:8  توسط اللهیار  | 

عصر برتر

قسمت اول

( افرادی که تازه به این حرفه معرفی شده اند حتما بخوانند )


ادامه مطلب
  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 12:0  توسط اللهیار  | 
استراتژی عمومی بازاریابی و فروش شرکت کیش وست ویژن

ادامه مطلب
  نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 20:20  توسط اللهیار  | 

آن روز خواهد آمد ....

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 1:44  توسط اللهیار  | 

چرخ کوچک چرخید ،

                           چرخ بزرگ می چرخد

 

 

دیروز وقتی داشتم به صحبت هایی که در جلسه وب لاگ نویسان مطرح شده بود گوش می کردم به نکات جالبی پی بردم،صحبتهای خوبی مطرح شده بود و برای جلسه اول که اکثرا" نیز برای اولین بار بود در چنین گردهمایی شرکت کرده بودند نمره خیلی خوبی داشت لیکن برخی مسائل مطرح شده بود که ارتباطی به گردهمایی وب لاگ نویسان نداشت ویکی از دوستان نیز حرارت زیادی به خرج داده بود که لازم است به این دوست بسیار عزیز که من او را به خوبی می شناسم ولی ایشان من را شاید به چهره ،بگویم:

ملولان همه رفتند در خانه ببندید

                             بر آن عقل ملولانه همه جمع بخندید

به معراج برآیید چو از آل رسولید

                             رخ ماه ببوسید چو بر بام بلندید

حال بگذریم.

در میان صحبتها ،یکی از دوستان داستانی را نقل کرد که جای نوشتاری بیشتر دارد،ایشان گفت:"روزی نیوتن در جمع زیادی از مردم در خصوص کشف یکی از قوانین خود داشت توضیح می داد و با حرارتی وصف ناشدنی آنرا توصیف می کرد که ناگهان زنی از میان جمع برخواست و گفت ای ایزاک(اسحاق)اینها که گفتی به چه دردی می خورد؟ ونیوتن جواب داد،خانم!نوزاد تازه به دنیا آمده به چه دردی می خورد؟!"

این داستان و جواب نیوتن واقعا" دارای نکات بسیار زیادی است،اولین گردهمایی وب لاگ نویسان چه دستاورد هایی می تواند داشته باشد؟آیا به مانند نوزاد تازه به دنیا آمده است و یا باید به اندازه یک فرد بالغ و قوی هیکل از آن انتظار داشت این جلسات و تبادل افکار باید ادامه داشته باشد تا مدیران وب لاگ به تجربه لازمه در خصوص جمع گرایی دست پیدا کنند و از لحاظ روانی و ذهنی آمادگی به اجماع رسیدن،اهداف هم راستا،ایمان به رسالتی که بر دوششان می باشد،توانایی علمی،...و از همه مهمتر ظرفیت پذیرش در اختیار گرفتن برخی اطلاعات درونی شرکت را با ایجاد اعتماد و نشان دادن توانایی خود و همچنین مرز بندی با ضربه زنندگان به منافع جمعی بازاریابان را نشان دهند در همین گردهمایی اول بسیاری از مسائل روشن شد ولی باز هم باید آنرا تکرار کرد باز هم باید جلسه گذاشت و به تبادل نظر پرداخت در جمع بودن و از آن مهمتر ماندن را باید تمرین کرد و با تجربه تر ها این ماندن و در دراز مدت سود بردن را باید به دیگران یاد بدهند.وب لاگ نویسان نیز نباید به دنبال نتیجه گیری سریع باشند بلکه با کمک و نظر یکدیگر اهداف کوتاه مدت،میان مدت و بلند مدت را تدوین کنند.به نظر اینجانب در کوتاه مدت،حرفهای همدیگرو شرکت را فقط بفهمید و نسبت به درک دیگران اهتمام بورزید،در میان مدت، همگرایی و پوشش نقاط ضعف همدیگر را تجربه کنید و در بلند مدت در قالب یک استراتژی و هدف دارای تاکتیک های متعددی گردید.

و به معنای دیگر به همدیگر و شرکت نزدیک شوید سپس یکرنگ باشید و پس از آن در جهات مختلف حمله کنید و لذت نوشتن دسته جمعی را تجربه کنید.

 

علی کاراندیش

 

منبع :  thebestofleaders

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 1:35  توسط اللهیار  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM